محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

396

مخزن الأدوية ( ط . ج )

فصل الدال مع الياى المثناة التحتانيه ديفروجس به كسر دال و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم فا و راى مهمله و سكون واو و كسر جيم و سين مهمله و به ضم جيم نيز آمده لغت يونانى است به معنى مضاعف الاحراق و ديفروجاس و ديرجاس نيز نامند . ماهيت آن : سه نوع است يكى معدنى است كه از جزيره قبرس از چاهى بيرون مىآورند و با آفتاب خشك نموده مىسوزانند و اين نوعى از طين است كه بعد از خشك شدن مانند حجر صلب مىگردد و نوعى ديگر دردى و خاك مس است كه بعد از گداختن در بوته مىماند و آن در طعم و قبض مانند مس است و نوعى ديگر مرقشيشاى سوخته است و اين را به يونانى لوريطس نامند و در تون حمام تا چند روز آن را مانند آهك مىسوزانند و چون سرخ گشت برمىآورند و رنگ اين سفيد مانند نقره است و بعضى از سنگريزه مس از معدن برآورده مىسازند و بهترين آن صنف اول آنست كه در آن طعم زنجار باشد و زبان را بسيار منقبض و خشك گرداند و بعد از آن در خوبى نوع دويّم است و هر دو مستعمل‌اند . طبيعت آن : گرم و خشك و بسيار مجفف و نوع ثانى مركب از حرارت ناريه محلله و ارضيه قابضه . افعال و خواص آن : نفوخ آن در حلق جهت انتهاى خناق و ذرور آن جهت جراحات خبيثه و قلاع و جوشش دهان و التحام زخمها و لهات منقطع و حبس خون آن به شرط تكرار عمل و به دستور جهت قروح عانه و دبر و خوردن گوشت زايد و نرم و باريك كردن موى غليظ و با موم روغن جهت تحليل دبيله و خشك كردن قروح سر و چون با سركه بسايند و بر بدن بمالند جهت رفع حكه نافع و خوردن آن مهلك است . ديك برديك به كسر دال و سكون ياى مثناة تحتانيه و كاف و فتح باى موحده و سكون راى مهمله و كسر دال مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و كاف اسم فارسى است و به شيرازى مرگ موش عملى نامند . ماهيت آن : چيزى است مصنوع از زرنيخ و زنجار و آهك و زيبق است كه مجموع را ساييده در دو ديگ مضاعف يعنى يكى بر ديگرى به عمل مىآورند و گفته‌اند از تراكيب اطباى فارس است و شيخ داود انطاكى گفته از تراكيب نجاشعه است كه از براى خلفاى عباسى ساخته‌اند . طبيعت آن : بسيار حار حاد يابس اكال است . افعال و خواص آن : ذرور آن جهت آكله دهان و هر عضو كه باشد به زودى به اصلاح مىآورد و به دستور ناصور و قروح ساعيه فاسده را و لحم زايد را بخورد و قطع خون جراحات و تجفيف رطوبات از هر عضو مىنمايد و طلاى آن با عسل جهت قلع آثار و دانه بواسير مؤثر و از خوردن آن حالتى شبيه ( به حالتى كه ) « 1 » از خوردن اسفيداج و زرنيخ و زاج عارض مىگردد علاج اين نيز مانند علاج آنها است و نسخ آن در قرابادين مذكور شد و مىشود . دينساقوس به كسر دال مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر نون و فتح سين مهمله و الف و ضم قاف و سكون واو و سين مهمله لغت يونانى است به معنى دايم العطش و آن را خس الكلب و جرامغه نيز و مشط الراعى و به شيرازى طوسك نامند . ماهيت آن : نوعى از خار است و ساق آن بلند و خارناك و برگ آن محيط بر ساق آن و شبيه به برگ كاهو و بر سر هر بندى از ساق آن دو برگ دراز خاردار مزغب و در بيرون و درون برگ آن برآمدگىها مانند حباب و خاردار و طرف برگ متصل به ساق مجوف و عميق كه آب باران در آن جمع مىشود و بر هر شعبه كه از شاخ آن رسته چيزى شبيه به سر خارپشت و خاردار و بعد از خشكى سفيد مىگردد و چون بشكافند در جوف آن كرمهاى ريزه سفيد شفاف مىباشد و قوّت آن مدتها باقى مىماند . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مجفف و با قوّت ترياقيه و جالى . آشاميدن نقيع محلول آن در آب سه روز متوالى جهت تحليل سپرز و خلط غليظ و تفتيح سدد و رفع لرز حميات و پخته آن مقوى قصبه ريه و محلل خناق و مدر بول و مخرج كرم معده و ضماد آن جهت ثآليل و قروح شهديه سر و ضماد پخته آن جهت بىحس كردن عضو به حدى كه احساس الم بر بدن و سوختن نكند مستعمل و طلاى مطبوخ بيخ آن با شراب جهت شقاق مقعده و نواصير و تضميد سر آن به جاى ثمر آن بعد از ريختن بر موضع گزيده افعى و غير آن جهت رفع سميت آن نافع و چون قدرى از سر آن را در لته بسته در شير حل كنند تا تمام آن حل گردد و از آن قدرى در شير ديگر ريزند باعث نيكويى انجماد آن مىگردد و چون كرمهاى جوف ثمر آن را در پوست حيوانى بسته بر گردن و يا بر بازو بندند جهت رفع تب مؤثر دانسته‌اند . مضر گرده ، مصلح آن صمغ عربى . مقدار شربت آن : تا سه درم است .

--> ( 1 ) . فقط در ب